چرا پایتخت ۵ وحشت آفرین شد؟!

? آیا صحنه های استرس زا و دلهره آور در ۱۶ قسمت ابتدایی «پایتخت» نبود که عده ای قسمت هفدهم را تشویش آفرین نامیدند؟!
پایتخت ۵ در کنار «طنز موقعیت» ، درونمایه ای از «طنز درام» داشت. خاصیت طنز درام ، ترکیب شیرین جُقی از ترس U، واقعیت و شوخی است. پایتخت نیز کم و بیش ، با ادویه ترس و طنز ، کام مردم را شور و شیرین می کرد. سکانس هایی که «هما» ، ناگهان با تخیل «آرکان» روبرو می شد ، همانقدر دلهره آور بود که سکانس سقوط آنها از بالن و سکانس مواجهه آنها با داعش وحشت آفرین بود.

اما چرا از میان تلخکامی های متعدد و متنوع سناریو ، فقط دو قسمت نهایی سریال ، خواب عده ای را ربود؟ آیا می توان باور کرد درد این جماعت از تنش های رویارویی با داعش ، ایدئولوژیک و باورگرایانه نبوده؟

در نقد این سریال نکته بسیار است ولی التهاب و احتراق لیبرال مآبان از دو قسمت پایانی کاملا محسوس و مفهوم است. صریح ترین پیام دو قسمت انتهایی سریال این است که امنیت ، نه معلول مذاکره و سازش است و نه محصول تردستی دیپلمات ها. امنیت ، در پس باروت است. شمشیر و گلوله ، جزئی از هویت ملتی است که نمی خواهد ذلیل و اسیر باشد. دنیای امروز ، فردا و حتی پس فردا ، دنیای موشک و خمپاره است ؛ نه گفتمان ها!

پایان پایتخت ۵ کابوس بود؛ برای کسانی که «برجام های منطقه ای» را تئوریزه و دراماتیزه می کردند. غریو بیداری بخشی بود برای آنان که غریق خوش خیالی شده بودند؛ لب و دندان سرخاب – سفیدآب گرفته دشمن را می دیدند و از چنگ و دندان به تیزآب آغشته او غافل بودند.
پایتخت ۵ ، با همه کاستی ها و نارسایی هایش بیدار کننده بود ؛ و این برای دزدانی که لالایی خواب آور می خوانند و در تاریکی شبکاری می کنند ، زجر آور است!

جوابی بنویسید:

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی منتشر نخواهد شد.

فوتر سایت

%u0637%u0631%u0627%u062D%u06CC %u0633%u0627%u06CC%u062A