تاثیر درک مهندسی خلقت بر معنویت

سلسله مباحث تاثیر درک مهندسی خلقت بر معنویت بخش مقدمات

? طرح کلی سلسله مباحث مهندسی خلقت ، در بین جمعی از دانشجویان و محصلین در حال ارائه است ؛ این مباحث از پنج پخش تشکیل شده است که هر بخش شامل چندین جلسه است ؛ در این صفحه از سایت مباحث طرح شده در بخش مقدمات که مجموعا ۱۵ جلسه است به صورت پادکست صوتی و متن منتشر میگردد.

دسترسی به بخش های دیگر این سلسله مباحث از اینجا امکان پذیر است.

[cue id=”557″]

شمای کلی مباحث مهندسی خلقت:

? ۱- مقدمات: در این بخش ، جایگاه قرآن و نحوه بهره بردن از آن برای کشف مهندسی خلقت طرح می شود.

۲- نظام تسخیر: در این بخش ، تعریف مرحوم علامه طباطبایی از نظام تسخیری و توضیح قرآنی ایشان برای این نظام طرح می شود.

? ۳- نظام تقدیر: در این بخش ، مباحثی پیرامون رزق و تقدیر و فضایل و رذایل مربوط به آن مطرح می شود.

۴- نظام تقویم: در این بخش ، مباحثی پیرامون «انسان شناسی» و ثمرات این معرفت طرح می شود.

۵- نظام تقدیم: در این بخش ، مباحثی پیرامون «غیب» و «ملکوت» و نسبت دنیا و آخرت طرح می شود.

متن "جلسه اول"

? پارت مقدمات “جلسه اول”

? نرم افزاری به تازگی مرسوم شده به نام “Waze / ویز” .

“ویز” از قوی ترین برنامه های مسیریاب می باشد که امکانات فوق العاده و منحصر به فردی دارد و بر مبنای سامانه موقعیت‌یاب جهانی برنامه ریزی شده.
این نرم افزار به شما در تشخیص مسیر ها کمک می کند و حتی به شما نشان می دهد که در کجاها سرعت سنج و دوربین های مدار بسته پلیس قرار دارد که جریمه نشوید! بهترین مسیر ممکن را برای شما انتخاب خواهد کرد.

این نرم افزار سرعت ماشین شما را با دقت بسیار بالایی می سنجد و آن را به شما نمایش می دهد.
علاوه بر این در اماکنی که تصادف رخ داده است، علامتی ظاهر می شود که شما از آن مسیر ها عبور نکنید.
اطلاع دادن به راننده ها با نزدیک شدن به دوربین های پلیس، دوربین های کنترل سرعت، چراغ راهنما و …
حتی زمان تقریبی برای رسیدن به مقصد را بیان می کند فقط کافی ست شما مبدا و مقصد مورد نظر رو به این برنامه بدهی.
حتی سرعت حرکت در کوچه های موجود در مسیر هم براش تعریف شده است، و این توانایی را دارد که در این باره هم به شما اطلاعات بدهد.

اگر جایی پشت چراغ قرمز ایستادید و یا ترافیک بود، به شما زمان جدید خواهد داد که الان با توجه به ترافیک چه قدر از حرکت عقب افتادید.

اگر یک کوچه را اشتباه رفتید خودش به صورت خودکار مسیریابی می کند که با توجه به موقعیت کنونی چطور از این مسیر جدید برای رسیدن به مقصد استفاده کنید، و اینکه چقدر زمان رسیدن زیاد شده و اینکه چقدر تغییر مسیر قرار است انجام بگیرد.

این نرم افزار سخنگوی صوتی دارد و می تواند تمام جزئیات مسیر را به زبان شما بیان کند.

دلیلی که اینها را در رابطه با این نرم افزار عرض کردم این است که من با خودم فکر میکردم که وقتی بشر یک همچین چیزی توانسته طراحی بکند آن هم برای اینکه در مسیر نماند و گم نشود ، یعنی خالق بشر عاجز بوده از اینکه همچین چیزی درست بکند برای اینکه در مسیرِ حرکت به سمت او ، نمانیم و گم نشویم؟

دیدم قرآن یک چنین چیزی ست.

این نرم افزار چند شرط دارد تا بتوانی از آن استفاده کنی.

? اول این که باید وی پی ان (فیلتر شکن) داشته باشی
چون این برنامه با وجودی که قابل دانلود است اما فیلتراست.

? دوم اینکه باید به جی پی اس اتصال پیدا کند.

? سوم اینکه اتصال به اینترنت هم لازم است.

اگر اینها نباشد این نرم افزار اصلا کار نخواهد کرد و وقت شما را تلف می کند و شما را حتی خسارت زده می کند.

چون اگر نتواند آپدیت بشود ، نمی تواند سریع به شما جهت جدید را بدهد پس بیشتر گم می شوید و اعصابتان را خرد می کند.

قرآن در مورد خودش تعبیرش این است:

وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَهٌ لِلْمُؤْمِنِینَ وَلَا یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إِلَّا خَسَارًا (اسراء / ۸۲)

پس قرآن برای ظالمین تعریفش این است که او را اذیت می کند ، یعنی ظالم از قرآن استفاده کند گم می شود و قرآن برای او خسارت زاست!

تعابیر قرآن عجیب است ، می فرماید:

… یُضِلُّ بِهِ کَثِیرًا (بقره /۲۶)

یعنی این قرآنی که هدایتگر است و راه را نشان می دهد، عده ای را هم گمراه می کند!

اصلا یک عده ای هستند که با همین گم می شوند.

خیلی جالب است ، آیات را بخوانید واقعا یک وقت هایی آدم نمی تواند دقیق وارد عمق مفهوم آیات بشود. که یعنی چه؟ آدم چطور گم می شود؟ چطور قرآن باعث گم شدن می شود؟
یکی از دلایل گم شدن این است که آدم ( فیلتر ) باشد.

انسان چطور ممکن است فیلتر باشد؟

خود قرآن می فرماید یک عده نمی توانند از آن بهره ببرند. چرا؟

چون اینها فیلترند؟

أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى‌ قُلُوبٍ أَقْفالُها (محمد /۲۴)

چرا اینها تدبر در قرآن نمی کنند؟

تدبر یعنی این که مسیر رو قدم به قدم به تو بگوید.
چرا تدبر نمی کنند؟ جواب می دهد:

… أَمْ عَلى‌ قُلُوبٍ أَقْفالُها

قرآن می گوید دل ، فیلتر شده ، قفل خورده ، آن هم نه یک عدد…می فرماید:” أَقْفالُها ”
یعنی چندین قفل دارد ، یعنی این دل چون فیلتر دارد و نمیتواند بهره ببرد لذا گم میشود در این عالم.

متن "جلسه دوم"

? پارت مقدمات “جلسه دوم”

? نکته ای را جلسه ی قبل عرض کردیم درباره اینکه قرآن کریم مثل نرم افزارِ جهت دهی می ماند که اگر انسان اتصال به این نرم افزار داشته باشد و موقعیت های خودش را برای آن تعریف کند می تواند مسیر درست حرکت را پیدا کند .

حالا نرم افزاری که جلسه قبل معرفی کردیم و قرآن را به آن تشبیه کردیم ، استفاده از آن شرایطی داشت که اگر مورد توجه قرار نمی گرفت، از این برنامه بی بهره می ماندیم و چه بسا خسارت زده می شدیم.

نکته ای که هست این است که آیا قرآن ، همچین قابلیتی دارد که بخواهد تمام مسیر ها را برای هرکسی با شرایط متفاوتی که نسبت به دیگر انسان ها دارد مشخص کند؟

چون هر فرد یک نوع مواجهه و آسیب و مشکلی در زندگی دارد ، و حتی در ابتلا به یک گرفتاری خاص برای هر فرد ، تفاوت های فراوانی وجود دارد با دیگران انسان ها.

حضرت آیت الله جوادی آملی می فرمودند:
من برای سردرد (ایشان میگرن شدید دارند) اوایل انقلاب (سال ۶۰-۶۱) برای معالجه به انگلیس رفته
بودم آنجا به من گفتند که الان ما بیش از سه هزار
نوع سردرد کشف کرده ایم!

وقتی که یک سردرد این همه اقسام دارد!
بعد شما ادعا داشته باشی که قرآن می تواند ، همه مشکلات را در همه ی ابعاد جواب گو باشد آیا می شود؟

ببینید ما یک موقع های گزافه گویی می کنیم!
در جهتی که مسیر برای خودِ ما روشن نشده و خودِ ما از این قرآن استفاده نکرده ایم و حتی خودمان دقیقا نمی دانیم چه می گوییم، و یک ادعای کلی می کنیم ، مثلا این حرفهایی که خیلی آدم می شنود ، که آقا همه ی علوم در قرآن است.
بعد شبهه ایجاد می شود که یک نفر می گوید که مثلا فلان رشته مثل هوافضا که من می خوانم، کجای قرآن در رابطه با آن گفته شده؟

حرف این نیست که این رشته و آن رشته و این ماده درسی و فلان چیز در قرآن هست یا نیست!

حرف این است که شما اگر جهت دهی بخواهید بکنید موقعیت شما را قرآن تعریف می کند.
که از این موقعیت به نسبت آن هدف و مقصدی که می خواهید بروید چه مسیرهایی را در پیش دارید .
این را قرآن برای شما تعیین می کند!
اصل حرف این است.
من در این موقعیتی که هستم ، با این رشته ای که دارم ، با این درسی که می خوانم و با توجه به آن هدفی که دارم، خودم را به قرآن عرضه می کنم ، اینجا قرآن معین می کند که شما از چه سمتی بروید.
چه مسیرهایی پیش روی شماست و چه موانعی سر راه تان قرار میگیرد.

در ذیل آیه شریفه ی:

وَ نَزَّلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَهً وَ بُشْرى‏ لِلْمُسْلِمین‏»(نحل:۸۹)

مرحوم علامه طباطبایی بحثی را دارند که :
این ” تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ “برای هرچیزی که ربط به هدایت دارد یا برای هرچیزی که درعالم هست، قران تبیان است، یعنی همه چیز را بیان کرده.

تبیان صیغه مبالغه ی” بیان ” است ، ” بیان ” وقتی ست که یک چیزی کامل واضح میشود و این مسئله از مسائل دیگر جدا می شود.

برای مثال اگر یک کتاب را از کتابخانه برمی دارید این انتخاب واضح است و در دست شماست و برای شما در قیاس با سایر کتب نمود دارد ، این می شود ” بیان” آن کتاب، یعنی آن کتاب برای شما مبیّن شده ، وقتی “بیان” خیلی اوج پیدا کند میشود ” تبیان “.

تبیان یعنی به هرچیزی که اصابت بکند و در برابر هرچیزی که قرار بگیرد او را هم روشن می کند.

قرآن هم بیان است و هم تبیان.

قرآن در برابر هرچیزی که واقع بشود به شما نشان می دهد حقیقت آن چیست.

قرآن نوری ست که روی هر چیزی بیاندازی تا اعماقش را به شما نشان میدهد ، ذاتیات و عرضیات و جواهرش را روشن می کند .

خب حالا چطور می شود استفاده کرد از این قرآن؟
آیا برای همه است؟ آیا همه می توانند از آن استفاده کنند؟
جواب این است که بله ، مرحله بیانش برای همه است.

هٰذا بَیانٌ لِلنّاسِ( آل‌عمران: ۱۳۸)

بیان ، مرتبه ی سطحی قرآن است، قرآن معارف و حرفهایی دارد که ساده گفته شده و هر کسی عربی بداند ، می تواند از بیان قرآن بهره ببرد.

 

? مرحوم علامه در مقدمه المیزان بحثی دارند ، که آیا فهم قرآن مخصوص انبیا و اولیا و معصومین است یا برای همه است؟

حرف غلطی رایج است که آقا فهم قرآن فقط برای امام و معصوم ممکن است.

نه ! …این حرف غلط است.

علامه می فرماید همه قابلیت فهم قرآن را دارند ، قرآن (بَیانٌ لِلنّاسِ) است و با همه درحال حرف زدن است، هرکس عربی بداند، حرف قرآن را میفهمد.

اما اعماق قرآن رو کسانی می فهمند که :

لا یَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ (واقعه:۷۹)

آنهایی که به مقام تطهیر رسیدن آنها به اعماق قرآن دست پیدا می کنند، که این بحث دیگری ست. اما در حد این ظواهر آیاتی هست مثل:

وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاهٌ…. (بقره : ۱۷۹)

…وَ مَنْ أَحْیَاهَا فَکَأَنَّمَا أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعًا(مائده: ۳۲)

الان کسی هست که این را بخواند و نفهمد منظورش چیست؟

…‏مَن قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِی الأَرْضِ فَکَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعاً …(مائده:۳۲‏)

کسی یک نفر را بکشد انگار همه ی مردم را کشته.
آیا فهم این دشوار است؟
هرکسی در هر سطح سوادی متوجه فهم آیه میشود.
این جور آیات در مقام (بَیانٌ لِلنّاسِ) هستند.

مرتبه ی دوم مقام ( تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْ‏ء) است.
حالا در برابر هر چیزی که قرار بگیرد آن شی را هم واضح می کند، این ویژگی نیازمند داشتن مراتب بالاتری ست. این تطهیر می خواهد (لا یَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ) ، وقتی فرد خودش منور شود و قرآن به درون او تابیده شود و اول خودش را روشن کند، او حالا در برابر هرچیزی که قرار بگیرد با نور قرآن می تواند تبینش کند .در اینجاست که اهل بیت می فرمودند:
هرآنچه که درعالم رخ دهد را ما در قرآن می بینیم.

امام صادق (علیه السلام) فرمود :
من در سوره مبارکه حمد تمام وقایعی که درعالم رخ خواهد داد تا قیامت را می توانم به شما بگویم ، و این را هم از خود آیات بیرون می کشم.
(هذا خبرکم و خبر من قبلکم و خبر من بعدکم و خبر ما هو کائن الی یوم القیامه)

یعنی تا روز قیامت هرچه که بخواهد اتفاق بیافتد در این سوره هست….البته در باطنش است ، یعنی وقتی امام و معصوم این کلمات را می خوانند ، می دانند که مثلا در دوره غزنوی چه کسانی حاکم می شوند و آن هم از چه سالی تا چه سالی.

خود امام فرمود که من هر چه که میگویم از من بپرسید این مربوط به کدام آیه از قرآن است.

این ویژگی قرآن از عجایب عالم است! پس این نیست که من دانشجو با فلان رشته ی خاص خودم رفتم دنبال قرآن و به آن مراجعه کردم بتوانم این ریزه کاری ها را متوجه بشوم و فرمولهای پیچیده را از آیات قرآن بیرون بکشم، به این سادگی نیست.

ولی گاهی افرادی از اهل باطن هستند که به بخشی از حقایق دست پیدا کرده اند ، مرحوم علامه طباطبایی می فرمودند که آقای قاضی از آیات ابتدایی سوره مبارکه طه که به ظاهر هیچ ربطی هم به طی الارض نداره، توانسته بودند قواعد و فرمولهای طی الارض را کشف کنند و طی الارض ایشان با آیات ابتدایی سوره طه بود.

طی الارض یکی از مراتب و خواص پایین آیات قرآنی ست.

خود قرآن می فرماید:
وَ لَوْ أَنَّ قُرْآناً سُیِّرَتْ بِهِ الْجِبالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الْأَرْضُ أَوْ کُلِّمَ بِهِ الْمَوْتى‏ بَلْ لِلَّهِ الْأَمْرُ جَمیعا”،(رعد:۳۱)

به تعابیر قرآن راجع به خودش دقت کنید میگوید با من می توانید:
( کُلِّمَ بِهِ الْمَوْتى‏ )با اموات صحبت کنید.
( سُیِّرَتْ بِهِ الْجِبالُ ) کوه را جا به جا کنید.
( قُطِّعَتْ بِهِ الْأَرْضُ )طی الارض کنید.

این آیات بیانگر تبیان است . تبیان لکل شی هست اما لکل نفس نیست.
بیان برای همه ی مردم است، اما مقام تبیان برای همه مردم نیست و درجاتی می خواهد که در جلسه بعد شرح می دهیم.
ان شاء الله

متن "جلسه سوم"

? پارت مقدمات “جلسه سوم”

?این جلسه را با یک سوال شروع می کنم.
شاید برای بسیاری از ما جالب باشد ، که اگر انسانی را سراغ داشته باشیم که سر از غیب دربیاورد و وقایع آینده را پیش گویی کند. و این پیشگویی هم مبتنی به واقعیت باشد ، نه از روی حدس و گمان.
اگر یک همچنین انسانی واقعا دردسترس ما باشد ما برای فهمیدن آینده ی خودمان به او مراجعه خواهیم کرد یا نه؟
قطعا مراجعه می کنیم.
جناب رجبعلی خیاط می فرمود : بعضی ها نخ سوزنشان هم گم می شود به سراغ من می آیند و از من می پرسند… مسائل جزئی را می پرسند تا اینکه مثلا نوه سوم من چه کاره میشود…یا من برای پسرم از کجا زن بگیرم؟

اگرکسی بداند همچنین فردی وجود دارد که خبر دارد از مسائل ، حتما می رود و جزئیات آینده اش را از او می پرسد . خب حالا سخن من این است.

در رابطه با حضرت امام خمینی(ره) یک سری خاطرات ذکر شده که اینها را نمی شود رسانه ای کرد، و حتی در مستند امام هم نمی شود اینها را پخش کرد،برای اینکه عموم مردم اگر این خاطره را بشنود ذهنیتشان نسبت به امام ممکن است خراب بشود.

مرحوم حاج احمدآقای خمینی می فرماید که ما ماجرای حزب جمهوری که پیش آمد و هفتاد نفر از سران مملکت و نیروهای نخبه و ناب ، درست بعد از یک هفته که بنی صدر سقوط کرده و کشور در بحران بود به شهادت رسیدند ، مانده بودیم که این خبر را چطوری به امام بدهیم ، که امام شوکه نشود و سکته نکند.
کلی مقدمه چینی کردیم قرار شد من بروم و به امام اینجور خبر بدهم که: آقای بهشتی بستری شدند بیمارستان، و حالشان خوب نیست ، بعد بگم ایشان از دنیا رفت و بعد کم کم شهادت بقیه را هم به امام خبر بدهم.

در زدم وارد اتاق شدم و عرض کردم آقا یک خبری برای شما دارم ، آقای بهشتی …

میگوید امام نگذاشت جمله ام تمام بشود فرمود: قضیه حزب جمهوری را می خواهی بگویی؟ حزب را منفجر کردند؟

حاج احمدآقا متعجب پرسیده بودند: شما از کجا فهمیدید؟
امام گفته بودند که: الان بی بی سی گوش میدادم، آنجا گفت.

حاج احمد آقا می گوید ما ماندیم ببینیم امام موضعش نسبت به این موضوع چیست، وخیلی نگران بودیم برای حال ایشان… چون یک روز قبل از انفجار حزب ، آقای خامنه ای را ترور کرده بودند، و از طرفی هم امام یک سال قبل عمل قلب کرده بودند، و این شرایط خیلی تنش زا و بد بود برای ایشان.
میگوید آمدم ببینم آقا چه کار می کند ، بعد این ماجرا…دیدم امام مثل یک پیرزن نشسته و قرآن می خواند.

شبی هم که اعلام جنگ شد امام نشسته بود قرآن می خواند. این تکه از خاطره که نمیشود گفت این است که، امام روزی دوازده نوبت قرآن می خواندند.

شما این مطلب را به مردم بگویی، عده ای ناراحت می شوند و اعتراض می کنند که مگر رهبر بیکار است؟ کشور انقدر کار و مشکلات دارد آن وقت شخص اول مملکت کار را بگذارد کنار و دائم بنشیند قرآن بخواند ؟ کار مردم واجب تر است یا قرآن خواندن؟

? نظر مردم نسبت به قرآن خواندن این است که یک امر عبادی است.
اما نگاه اهل بیت نسبت به قرآن این است که این همان رفیقیست که چشم برزخیش باز است و باید بروید همه چیز را از او بپرسید.

ویژگی امام خمینی این بود که امام، قرآن را رمزگشایی کرده بود و بلد بود وقتی سوال دارد چطور برود و از این قرآن بپرسد و جواب بگیرد.
ما که بلد نیستیم می رویم قرآن را فقط به چشم عبادت نگاه می کنیم و می گوییم مگر بیکاری یک بار خواندی بس است؟!
امام که به خاطر ثواب قرآن نمی خواند، نگاه امام مسیر یابی ست.
خب قرآن ! حزب جمهوری منفجر شد ، بگو چه کار کنیم؟
الان جنگ شد ، بگو چه کار کنیم؟
قطعنامه را امضا کردیم ، بگو الان چه کار کنیم؟
حکیم الهی ربانی چنین شخصیتی دارد . ما تصورمان راجع به امام خمینی چیست؟

حاج آقا مصطفی خمینی سال ۵۶ از دنیا رفتند. ایشان یک تفسیری دارند پنج جلد است ، یک جلد و نیمش تفسیر سوره حمد است و بقیه آن تفسیر چهل و شش آیه اول سوره بقره است . این تفسیر معادل ندارد ، چرا که به هر آیه که رسیده است آیه را از نظر علم بلاغت ، اصول ، فقه، فلسفه ، کلام و .. نزدیک به بیست یا سی تا علم دیگر مورد بررسی قرار داده است .
در تفسیر ایشان سه جا درباره امام (خمینی) دهه چهل صحبت کرده و تعبیرش این است.
هرجا که می خواهد نقل قول قرآنی از پدرش (امام خمینی) بکند میگوید پدرم که به اسرار قرآن آگاه است اینگونه فرمود (و قال الوالد المحقّق العارف برموز الکتاب و بعض أسراره‏)

این مشخص است که ایشان امام را شناخته و می داند که امام چه ارتباط عمیقی با قرآن دارد.
واژه زیبایی که میشود راجع به امام به کار برد این است که امام ، مهندسی قرآن بلد بود.

امام سجاد(علیه السلام) فرمود:
اگر همه عالم مرا رها کنند و تنها بگذارند،و من درغربت قرار بگیرم، اگر قرآن با من باشد وحشتی نخواهم داشت.

چرا؟
چون قرآن رفیقیست که از همه ی حقایق خبر دارد و امام معصوم با این رفیق انس دارد و حتی گفته شده که در روز قیامت ، قرآن به صورت یک موجود بسیار زیبا محشور میشود و تازه در آنجاست که همه متوجه می شوند که هیچ کس نتوانسته از او استفاده کند و قرآن بکر (دست نخورده) است . یعنی هیچ کس واقعا نتوانسته آن را رمزگشایی کند.

رمزگشایی و فهمیدن اسرار قرآن در اثر انس با قرآن ایجاد میشود.
اینکه چطور به رموز قرآن دست پیدا کنیم ،فرمول هایی دارد..که ان شاءالله در جلسات آینده بیشتر صحبت می کنیم.

متن "جلسه چهارم"

? پارت مقدمات “جلسه چهارم”

? در رابطه با رمزگشایی قرآن که رمز ورود به عالَم است، جلسات قبل صحبت کردیم ، که اگر کسی از قرآن توانست رمزگشایی کند از همه ی عالم می تواند رمزگشایی کند و اگر قرآن ، مجهول بود تمام عالم در حقیقتِ خودش برای انسان مجهول خواهد بود.

رمزگشایی از قرآن خودش کلید هایی دارد که چند جلسه ای باید در این مورد مفصل صحبت کنیم.
از خود قرآن کمک بگیریم و با توجه به رمز ها و کد هایی که قرآن می دهد ، کشف کنیم چطور از قرآن استفاده کنیم.
یکی از نکات مهم درمورد قرآن این است که قرآن مثل یک نقشه و اطلس می ماند و می دانیم که نقشه و اطلس مطالعه کردنی نیست ، مثلا شما نمی نشینید ، بگویید چه جالب این خیابان اینجاست و یا فلان شهر آنجاست و یا چه جالب ، این خیابان بن بست است.. . اینها اصلا جذابیتی ندارد.

نقشه به درد کسی می خورد که رونده است و در مسیر حرکت می کند.

این واژه ی رونده یا راهرو معادل عربی آن در ذهن ما چه واژه ای است؟

بله معادل عربی اش “سالک” است. پس قرآن به درد
چه کسی می خورد و چه کسی می تواند از قرآن
رمز گشایی کند؟ کسی که سالک باشد، کسی که حرکت دارد ، و رونده است.

کسی که رونده نیست ، وقتی قرآن را می خواند ، آن را پس می زند. این از اسرار قرآن است و حتی خودش می فرماید که یک عده ای را پس می زنم و یک عده را گمراه می کنم (… یُضِلُّ بِهِ کَثِیرًا … (بقره:۲۶)

وقتی قرار نیست سالک باشی، خواندن و حفظ کردن قرآن سود آنچنانی ندارد و چه بسا گمراه کننده هم بشود .این را هم بدانید گاهی ما نوع مواجه مان با قرآن لذت بردن از این الفاظ وآهنگ و اینهاست، مثل این می ماند که شما نقشه مشهد را در دست بگیرید و مسیرهای منتهی به فلان چهار راه را ده بار با صوت بخوانید و لذت ببرید، البته قرآن یک تفاوتی دارد ، و آن این است که قرآن نور است و در هر قیاسی که با او ارتباط برقرار کنید اثر بخش است.

اما اصل ماجرا این است که تا کسی رونده نباشد از حقایق قرآن بهره ای نخواهد برد و از آن رمزگشایی نخواهد کرد.

من جلسه اول قرآن را تشبیه کردم به یک نرم افزار و الان می خواهم تشبیه دیگری بکنم ، قرآن را تشبیه به گوگل ارث (نقشه سه بُعدی زمین) می کنم ، قرآن همچون نقشه ای است به شرطی که شما بلد باشید زوم کنید و پایین بیاید.

گوگل ارث به این صورت است که شما هر چه بخواهید فضا برایتان بازتر بشود و تصویر شفافی از مکان مورد نظر به شما بدهد باید در نقشه زوم کنید و به عمق نقشه دست پیدا کنید ، حالا ارتباط با قرآن هم باید به همین شکل باشد.

واژه سلوک در قرآن به این معنا نداریم و واژه اصلی که معادل این سلوکی است که ما میگیم واژه تقوا ست
در قرآن آمده است ( یَنَالُهُ التَّقْوَىٰ ) نیل پیدا کنید به وسیله تقوا.

لَنْ یَنَالَ اللَّهَ لُحُومُهَا وَلَا دِمَاؤُهَا وَلَٰکِنْ یَنَالُهُ التَّقْوَىٰ مِنْکُمْ ۚ کَذَٰلِکَ سَخَّرَهَا لَکُمْ لِتُکَبِّرُوا اللَّهَ عَلَىٰ مَا هَدَاکُمْ ۗ وَبَشِّرِ الْمُحْسِنِینَ(حج:۳۷)

حضرت آیت الله جوادی آملی ذیل این آیه می فرمودند که:
این آیه درمورد قربانی است و می گوید اینها قبلا قربانی که می کردند خون این قربانی را می زدند به کعبه ، قرآن نازل شد که این خون نیست که به من می رسد و حتی گوشت هم نیست که به من می رسد ، این که قربانی کردید نه خونش به خدا می رسد و نه گوشتش ، بلکه (وَلَٰکِنْ یَنَالُهُ التَّقْوَى)ٰ ..چیزی که به خدا می رسد تقواست.

آیه خیلی لطیف است..ایشان می فرمودند تقوا که وصف است و متصف می خواهد، تقوای خالی که به خدا نمی رسد ، “تقوا” کسی را می خواهد که تقوا داشته باشد وقتی کسی تقوا دارد، و تقوای او به خدا می رسد یعنی خودِ این متقی هم به خدا می رسد و نایل می شود به خداوند ،تعبیر قرآن واژه “نیل” است، ( یَنَالُهُ التَّقْوَى ) به جای سلوک ، واژه نیل را به کار برده.
متقی نایل میشود به خدا.

لذا قرآن می فرماید:

ذَلِکَ الْکِتَابُ لاَ رَیْبَ فِیهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِینَ(بقره:۲).

چون اینها نیل دارند ، پس این ها از هدایت بهره می برند و هدایت قرآن برای متقین است.

ان شاءالله این بحث را در جلسات بعد ادامه خواهیم. داد.

متن "جلسه پنجم"

? پارت مقدمات “جلسه پنجم”

 

? تشبیهی در جلسه قبل خدمت عزیزان عرض شد; البته قرآن را نباید تشبیه کرد ، چون قرآن اشرف حقایق است و بالاتر را با پایین تر تشبیه نمی کنند ، اما ما این گوگل ارث (نقشه سه بُعدی زمین) را بیان کردیم چرا که برای روشن شدن و باز شدن بسیاری از زوایای قرآن ، نکات خوبی دارد.

وقتی در گوگل ارث آن تصویر اولی که از نقشه دارید را نگاه می کنید، این یک مختصات کلی به شما می دهد که در مجموع می بینید که کره زمین چند تا قاره دارد ،چقدر از آن آب و چقدرش خشکی است و اتصال اینها به همدیگر چطور است ، پس این نقشه ابتدا یک تصویر کلی به شما می دهد.

در ارتباط با قرآن هم همین طور است ، قرآن هم یک نقشه کلی از عالَم است و یک علم اجمالی به ما میدهد.
می گوید قیامتی هست،خدایی هست،ملائکه ای هستند،غیبی هست و این نکات ، همه اجمالی است و برای ما شفاف نیست، شفافیت این موضوع ها وابسته است به اینکه که شما به عمق آیات راه پیدا کنید تا مفهوم شفاف تر شود ، همان طور که هر چه بیشتر روی نقشه زوم کنی، تصویر واضح تر میشود.
خود قرآن هم به این شفافیت اشاره کرده و فرموده:

کَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْیَقِینِ لَتَرَوُنَّ الْجَحِیمَ (تکاثر:۵و۶)

شما اگر (عِلْمَ الْیَقِین) داشته باشید همین جا در همین دنیا جهنم را می توانید ببینید.

مرحوم آیت الله بهجت اینگونه بودند که شب های جمعه در نماز ، رکعت اول ، سوره جمعه و رکعت دوم سوره اعلی را می خواندند و وقتی در سوره اعلی به این آیه ی

ثُمَّ لا یَمُوتُ فِیهَا وَ لا یَحْیَا (الأعلى:۱۲و۱۳)

می رسیدند گریه شان اوج می گرفت .البته ایشان چند جای نماز این طور حزین می شدند یکی در سلام سوم نماز وقتی می گفتند:

السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

و یکی هم وقتی به آن آیه ی سوره اعلی می رسیدند . برخی از اساتید می فرمودند رمز این حال این است که چون ایشان حقیقت آیه (یعنی جهنم) را می بینند ، از همین دیدن است که متاثر می شوند و اشک می ریزند.
نه از فهمیدنش بلکه از دیدنش.
اگر کسی اینقدر در قرآن عمیق بشود ، حقایق اینطور برایش روشن و شفاف می شود.

خود قرآن فرموده: لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْیَقِینِ(تکاثر:۵)

استاد آیت الله جوادی آملی در رابطه با علم یقین می فرماید، این عبارت در رابطه با این دنیاست ، وگرنه در آن دنیا کفار هم همه چیز را می بینند ، دلیل ندارد که بگوید علم یقین داشته باشید جهنم را می بینید !
پس در این دنیاست که اگر علم یقین داشته باشید حقایق اشیا را می بینید ، حقایق نفوس را می بینید ، ملکوت عالم را می بینید ، چون هر خبری هست در ملکوت است در مُلک که خبری نیست و این دیدن وابسته به شفافیت است.

آدمهایی که لایه به لایه توانسته اند حجاب ها را از نفس خودشان کنار بزنند و … فَبَصَرُکَ الْیَوْمَ حَدِیدٌ (ق:۲۲) بشوند ،یعنی پرده ها کنار برود و چشم ها تیز بین بشود…آن وقت است که تا اعماق ماجرا را می بینند.
حجاب های نورانی و ظلمانی کنار زده می شود و انسان به معدن عظمت می رسد ، درست مثل همان حالتی می ماند که شما روی نقشه زوم می کنید…زوم کردن یعنی اینکه شما لایه لایه حجاب ها را کنار زده اید.

این لایه ها را چه چیزی از نفس ما کنار می زند؟

در جلسه قبل عرض کردم قرآن می فرماید با تقواست که حجاب کنار می رود. پس اگر شما با تقوا یک لایه را کنار زدی فهمت از عالم عمیق تر می شود:

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا إِن تَتَّقُوا اللَّهَ یَجعَل لَکُم فُرقانًا… ( الأنفال:۲۹)

تقوا که داشته باشید به شما فرقان می دهند. عمیق تر می بینید ، خوب تشخیص میدهید و جزئیات برایتان مشهود می شود.

… وَاتَّقُوا اللَّهَ ۖ وَیُعَلِّمُکُمُ اللَّهُ …(بقره:۲۸۲)

می گوید تقوا داشته باش ، من معلمت میشوم ، با تقوا و طهارت حجاب ها کنار زده میشود لذا فرمود:

لا یَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ (واقعه:۷۹)

? حقیقت قرآن و آن لایه ی عمیق قرآن که اگر کسی به آن لایه برسد همه عالَم برایش شفاف می شود ، و همه عالم را در تمام جزئیات و ابعاد و زوایا می تواند بشکافد این وابسته به طهارت است .که بالاترین درجه طهارت مربوط به اهل بیت است .

…یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً (احزاب:۳۳)

لذا بالاترین درجه درک از این قرآن را اهل بیت دارند.

وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ یَابِسٍ إِلاَّ فِی کِتَابٍ مُّبِینٍ(انعام:۵۹)

آنها هستند که همه ی حقایق این عالَم را از قرآن درک می کنند .یعنی برای تک تک احادیث و روایاتی که ذکر کردند منبع قرآنی دارند ، اینجاست که می فرماید هر سخنی که به زبان آوردم از من بپرسید از کجای قرآن بیرون کشیده ام.

سوالی که پیش می آید این است که اگر واقعا همه چیز قرار است با قرآن روشن شود ، دیگر ابتلا و امتحان معنا ندارد ، برای مثال امیرالمومنین می داند اگر به جای پیامبر بخوابد ، کشته نمی شود، خب این که دیگر فضیلتی ندارد یا ابراهیم خلیل الرحمان می داند هر چقدر این چاقو را بر گلوی فرزندش بکشد، سرش بریده نمی شود، هر کس دیگر هم جای او بود این امتحان را حاضر بود پس بدهد.

این سوال به راحتی با مثال همین گوگل ارث روشن می شود .وقتی شما زوم می کنید یک جاهایی منطقه ممنوعه است و برای شما باز نمی شود، و هرچه تلاش کنید چیزی از مختصات را نمی بینید، چون آن منطقه برای نقشه تعریف نشده است.

خدای متعال هم می فرماید من به تو علم کتاب می دهم اما من یک علم مستأثر هم دارم و این علم را در اختیار هیچ کس قرار نمی دهم ، چرا که با همین علم از پیامبران و امامان امتحان می گیرد.

ارتباطش با اختیار هم این است که شما اگر قرار باشد همه چیز را بدانید و پس خیلی راحت مراجعه می کنید و می فهمید آینده خودتان چطور رقم خواهد خورد ، این موضوع یک حالت منعطفی دارد که توضیحش این است.

مثلا می گویند که شما در آینده فلان کس خواهید شد ، اینچین اتفاقی با علم به این است که شما قوایی دارید و این قوا را در مسیر درست فعال خواهید کرد و روند طبیعی فعال شدن این قوا این است که شما به آنجا که گفتیم می رسید.

از این ماجراها زیاد است و در حالات بزرگان فراوان شنیده شده ، در مورد خود حضرت امام خمینی(ره) مرحوم آیت الله شاه آبادی و مرحوم آیت الله سید حسین قاضی و مرحوم آیت الله سیدعلی آقای قاضی فراوان به ایشان گفتند که رهبر می شوید.
اینچین پیش گویی هایی که به حقیقت می پیوند به این دلیل است که برای رسیدن به آن هدف شما مسیری دارید که اگر در آن مسیر حرکت کنید به مقصد درست می رسید، اینجا مقوله اختیار حرف اول را می زند.

مثل همان مثال نرم افزار ویز که زدیم به شما میگوید اگر فلان مسیر را با این سرعتِ مشخص حرکت کنید در این بازه زمانی به مقصد می رسید…اگر شما سرعتت عوض شود و یا مسیرت را تغییر بدهید مختصاتی که به شما داده بود بهم می ریزد ، پس مشخص می شود مسئله اختیار نه تنها زیر سوال نمی رود بلکه خیلی هم مهم است.

این بحث را ان شاءالله در جلسات بعد ادامه خواهیم داد.

متن "جلسه ششم"

? پارت مقدمات “جلسه ششم”

? در این جلسه روایت بی نظیری را عرض می کنم ، نقل شده است که آقایی که الان من اسمش را نمی آورم چرا که این آقا معروف است ، و به قیاس هم معروف است (خیلی اهل قیاس کردن بود)…این آقا کنار حضرت امام صادق(علیه السلام) بود و از شاگردان ایشان هم محسوب می شد ، روزی این آقا و امام صادق هم سفره بودند ، زمانی که حضرت دست از غذا کشیدند دعای عجیبی کردند انگار می خواستند لج این آدم را دربیاورد و مخصوصا اینجوری دعا کردند که:

( الحمد لله رب العالمین، اللهم هذا منک و من رسولک صلى الله علیه وآله )
یعنی: الحمدلله این غذا را از تو و پیامبرت دارم.

در نظر عوام خداوند است که روزی رسان است ، وقتی امام فرمود خدا و پیغمبر روزی رسان اند.
این آقا هم که مستعد این بود که اینجا کفرش دربیاید سریع گفت: یا اباعبدالله برای خدا شریک قرار دادی؟

(معلوم میشود داعش پیشینه ی چند صد ساله دارد و از همان زمان امام صادق (علیه السلام) فکر منجمد وجود داشته)

امام در جواب فرمودند: تو مگر قرآن نخوانده ای آنجا که می فرماید:
وَمَا نَقَمُوا إِلَّا أَنْ أَغْنَاهُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ مِن فَضْلِهِ ۚ(توبه:۷۴)
خدا و رسولش مردم را بی نیاز می کنند.

و یا حتی این آیه را در سوره مبارکه توبه ندیده ای که:
وَلَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا مَا آتَاهُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ سَیُؤْتِینَا اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَرَسُولُهُ (توبه:۵۹)

خدا و پیغمبر است که به مردم عطا می کنند( هر عطا و امدادی اگر هست از جانب خدا و پیامبر است )

بعد از این جواب آن آقا جمله عجیبی گفت که:
سوگند به خدا! گویا تا کنون هرگز این دو آیه از کتاب خدا را نخوانده ام و نشنیده ام، مگر اکنون.

اینجا جواب حضرت معرکه است، فرمودند:

این دو آیه را هم خوانده بودی و هم شنیده بودی، اما خداوند متعال در مورد تو و کسانی که به تو شباهت دارند، چنین آیاتی را نازل فرموده:
أَمْ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا (محمد:۲۴)

دلهایی که قفل دارند قرآن را نمی فهمند خداوند در مورد امثال تو است که نازل کرده :
کَلاّ بَل‌ ران‌َ عَلی‌ قُلُوبِهِم‌ ما کانُوا یَکسِبُون‌َ(مطففین:۱۴)
دلهای که چرک (زنگار) بگیرند قرآن را نمی فهمند.

اینجاست که می بینیم عده ای قرآن را می خوانند و حتی آیات را هم حفظ می کنند اما مفهوم را نمی فهمند.

مرحوم آیت الله سید محمدمحسن حکیم به حج مشرف شده بودند ، یکی از علمای وهابی که نابینا هم بود آمد به ملاقات آیت الله حکیم و وقتی فهمید که ایشان مرجع تقلید شیعه است، گفت که شما شیعه ها چرا قرآن را تحریف می کنید؟

آیت الله حکیم پرسیدند: چطور تحریف کرده ایم؟

آن فرد نابینا گفت شما می گویید قرآن نیاز به تفسیر دارد ، این تحریف قرآن است. همین ظواهر قرآن هرچه بگوید همان درست است ، مثل این آیه که می گوید
الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى‌(طه:۵)
خدا روی عرش نشسته ، این یعنی خدا جسم است و روز قیامت مردم خدا را می بینند و این دیدن با همین چشم ظاهر است چرا شما آیات را تفسیر می کنید ، وقتی شما آیات را تفسیر کنید ، درواقع تحریفش کرده اید.

مرحوم آیت الله حکیم جواب جالبی دادند ایشان فرمودند: ایشان درست می گویند چرا آیات را تفسیر می کنید اتفاقا در قرآن داریم

وَمَنْ کَانَ فِی هَذِهِ أَعْمَى فَهُوَ فِی الْآخِرَهِ أَعْمَى(اسراء:۷۲)

هرکس در دنیا کور است در آخرت هم کور است.
این در مورد شماست ،در دنیا کور بودی ، در آخرت هم باید کور باشی.

مرد نابینا سریع گفت : نه این آیه احتیاج به توضیح دارد!

آیت الله حکیم گفت : پس شما هم شیعه شده ای که می خواهی آیه را تفسیر کنی؟

خب مشخص می شود این فرد بارها آیه را خوانده اما نفهمیده، دلیلش این است که دل فیلتر است،دلی که فیلتر است اصلا جهت یابی را نمی فهمد، بعضی از آیات براش تعریف نشده است.

امام صادق (علیه اسلام) قاعده مهمی را از آیه بیرون کشیده اند ، در فلسفه گفته می شود خدای متعال یک تجلی دارد و تکثر تجلی او ، به واسطه ی واسطه ی فیض است که تکثیر پیدا می کند، این یک بحث مهم فلسفی است، حضرت این را از این آیه بیرون کشیده اند.

? دیگری هم همین آیه را می خواند اما مفهوم را نمی فهمند ، این همان است که عرض کردیم، قرآن لایه هایی دارد که انسان با ” تقوا “می تواند به آن برسد.
درغیر این صورت فرد نه صغری را می فهمد نه کبری را.
ببینید قرآن یک کبریات دارد و یک صغریات ، یعنی یک سری قواعد کلی داریم در قرآن مثل همین که حضرت به آن اشاره کردند که هر نعمتی به شما رسیده به واسطه ی پیغمبر رسیده ، قواعد جزئیش این است که حضرت سر سفره نشسته اند و می گویند این نانی که خوردیم هم از جانب پیغمبر به ما عطا شده.

مراتب قفل دل متفاوت است یک عده،کبری را می فهمند صغری را نمی فهمند، که این بین عموم مردم خیلی رایج است، یعنی اگر قواعد کلی را هم بتوانیم درک کنیم در تطبیقاتش نمی توانیم درک کنیم و بپذیریم…یک عده وضعشان خراب تر است نه کبری را می فهمد و نه صغری را..چرا انسان اینطور می شود؟

جواب این است که ” ظلم ” جلوی فهم را می گیرد.

وَلَا یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إِلَّا خَسَارًا(اسراء:۸۲)

حالا این سوال پیش می آید که چرا قرآن کسی که ظالم است را به جای اینکه درمان کند بدترش می کند؟

جواب این است که ظالم داریم تا ظالم ، یک وقت ظالم برای مداوا می آید در محضر قرآن ، این خوب درمان می شود اما یک وقت ظالم می آید تا خودش را تحمیل کند به قرآن ، این می شود ( وَلَا یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إِلَّا خَسَارًا ) و قرآن او را خسارت زده می کند.

ان شاءالله در این باره در جلسه بعد بیشتر توضیح می دهیم.

متن "جلسه هفتم"

? پارت مقدمات “جلسه هفتم”

متن "جلسه هشتم"

? پارت مقدمات “جلسه هشتم”

متن "جلسه نهم"

? پارت مقدمات “جلسه نهم”

متن "جلسه دهم"

? پارت مقدمات “جلسه دهم”

متن "جلسه یازدهم"

? پارت مقدمات “جلسه یازدهم”

متن "جلسه دوازدهم"

? پارت مقدمات “جلسه دوازدهم”

متن "جلسه سیزدهم"

? پارت مقدمات “جلسه سیزدهم”

متن "جلسه چهاردهم"

? پارت مقدمات “جلسه چهاردهم”

متن "جلسه پانزدهم"

? پارت مقدمات “جلسه پانزدهم”

جوابی بنویسید:

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی منتشر نخواهد شد.

فوتر سایت

%u0637%u0631%u0627%u062D%u06CC %u0633%u0627%u06CC%u062A